X
تبلیغات
مایکل جکسون

مایکل جکسون

The King Of Pop


فلسطین ترانه ای از مایکل جکسون که هرگز خوانده نشد:


دشت های کهن را میبینم، تنها یک قرن قبل

زمانی که داستان صلح گفته میشد
زمانی که جلیل، رود اردن را در برمیگرفت
آنچه که بر جا مانده، داستان جنگ است و مرگ و مردن
بمبها پرواز میکنند، بدنها تکه تکه میشوند، میبینم که کودکان گریه میکنند
آنها برای چه میجنگند؟
من برایت دعا میکنم
آه، فلسطین
آه، فلسطین
من تو را به دوش میکشم
آه، فلسطین
فلسطین
در عمق وجودم
همواره دوستت خواهم داشت...



نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1391ساعت 18:20 توسط فاطمهmj| |



MJ: اوه،یادم میاد که شلوارای کوتاه شبیه dashikis پوشیده بودیم و پاچه شلوارمون هم یه چیزایی مثل زنگوله داشت.یادم میاد که استقبال و عشق مردم فوق العاده بود و این به خاطر کارهایی بود که تا اون موقع ارائه داده بودیم.اون دوران حمایت شما و شناختی که شما از مردم (افراد با استعداد) داشتید باور نکردنی بود.سیاه پوستا واقعا شگفت انگیز بودن.تو همیشه خیلی با ما مهربون بودی.

JJ: عالیه،عالیه،عالیه،آیا مادرت اون لباسا رو می دوخت؟

MJ: بله،کار اون بود.اون همیه تمام لباسای ما رو آماده می کرد.مادرم همیشه در حال دوخت و دوز بود.هر چیزی که ما می پوشیدیم در واقع در "موتون" طراحی شده بود.

JJ: من خوب یادمه که "جولیوس گریفین" و سپس پدرت اومدن و  بهتون گفتن اگه شما بچه ها  می تونید یه نمایش داغ روی صحنه داشته باشید،  پس ما باید یه اتاق برای شما تو برناممون داشته باشیم و اینجوری شما بچه ها صحنه رو مال خودتون می کنید.

MJ: (خنده مایکل) من اون نمایشا رو یادمه.تو یکی از افریقایی های بزرگ اون زمان بودی.

JJ: اوه اینا رو نگو مایکل.تو خودت بهترین بودی.

(صدای خنده مایکل)

JJ: توی اون دوران تو با موتون ترقی کردی.کی تو رو برای موتون کشف کرد؟

MJ: خب،راستشو بخوای، Gladys Knight و یکی به اسم Bobby Taylor .و اونا روی چند نمایش سرمایه گذاری می کردن که بیشتر عامه پسند باشه...ما میتونستیم اجرا داشته باشیم و اون میتونست به اندازه 20 یا 30 اجرا باشه.اونجا دقیقا مثل یه شهر ،زیبا بود.تنها باید چند آهنگ خاص رو اجرا می کردی و بعد می رفتی.اونها معمولا روی همین روال بودن.و میخواستن کار ما رو ببینن و به شدت تحت تاثیر اجراهای ما قرار گرفته بودن. "بری گوردی"  ابتدای کار علاقه ای نشون نمیداد.ولی بعدا عاشقمون شد و خواست که عضو موتون بشیم.و بعد از عضویت،و خب از اونجایی که "دایانا راس" بزرگترین ستاره اونها بود،از او به عنوان واسطه ای برای معرفی ما به مردم استفاده کرد.آلبوم اول اسمش بود "دایانا راس جکسون5 را معرفی میکند"

مایکل و دایانا


JJ: اون موقع، کی هنرمند محبوبتون بود؟

MJ: وای خدا، من "دایانا راس" رو دوست داشتم.و،عاشق جیمز براون بودم و هنوز هم هستم.من همه ی این هنرمندان رو دوست داشتم...و هنوز هم همینطوره.عاشق "جکی ویلسون" ام. یک سرگرمی ساز واقعی.میدونی،هنرمندهای واقعی...


مایکل جکسون و جیمز براون

مایکل و دایانا


JJ: آیا تو ...

(مایکل حرفش را ادامه می دهد)

MJ: سامی دیویس،او رو هم دوست داشتم.( می خندد)


مایکل و سامی دیویس


JJ: آیا تو هیچکدوم از حرکاتت رو از جکی ویلسون گرفتی؟

MJ: اوه بله البته! همه این هنرمندان منو خیلی تحت تاثیر خودشون قرار دادن.نمیتونم بگم چقد، ولی از این هنرمندای فوق العاده تاثیر گرفتم.

JJ: کمی بعد،یادمه که در لس آنجلس بودیم و اون زمان   Suzanne dePasseمادر خونده ی  گروه  بود و شما رو واسه خرید  شلوارای جین به فروشگاه Fred Seigel   می برد.

MJ: آره، Suzanne dePasse رو یادمه،او شگفت انگیز بود.میدونی،او و پدرم دقیقا برای ما مثل مدیر بودن.و همینطور Tony Jones. اونها آدمای فوق العاده ای بودن.من از صمیم قلبم ازشون سپاسگزارم...



سوزان د پس،مایکل و بری گوردی


بری گوردی و دایانا راس

JJ: او یه انسان استثنایی بود،و هست.اون تو هر کاری که می کرد درجه یک بود.

MJ: بله،همینطوره.او در روزهای اول کارمون مثل یه ناجی و وسیله نجات بود و بعدها هم همچنان دوست ما باقی موند.و من...من...دلم براش تنگ شده.من خیلی وقته که ندیدمش.او همچنان یه انسان خوبه...همونطور که "بری گوردی" هست.


نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391ساعت 16:0 توسط فاطمهmj| |



michael with jesse jackson

27 مارس 2005

صبح بخیر.خدا خیرتون بده.عید پاک مبارک.خوش اومدید به "امید رو زنده نگه دار" خوش اومدید با برنامه رادیویی جناب کشیش jesse Jackson” ".او اینجاست و امیدوارم صبح خوب و عید شادی رو داشته باشید.  

خواهران و برادران،من همه اونهایی رو که امروز دارن به برنامه گوش میدن رو دعوت می کنم که به همه ی دوستاتون درباره برنامه امروز خبر بدید   و به ما در روز یکشنبه به وقت مرکزی 7-8 صبح و به وقت شرق 8-9 صبح از طریق وبسایتمون به ما ملحق بشید.نشانی وبسایت Keephopealiveradio.com هست.و لطفا نظرات خودتون رو با فرستادن ایمیل با ما در میون بذارید.ما می خواهیم از شما بشنویم.پس به ما به همین آدرس ایمیل بزنید.

اما من می خوام به شما درباره مهمون ویژه ی امروزمون بگم.این خواننده ی افسانه ای،رقصنده،شاعر و انسان خارق العاده،که برای 40 سال کار کرده.جلودار نمایش های فوق العاده "موتون" که به همراه خانوادش ،جکسون 5  انجام داده.یکی از پرفروشترین گروه های موسیقی تمام دوران.رکورد فوق العاده ی اونها در "موتون" که شامل 4 تک آهنگ شماره یکه.کی میتونه "I want you back” “ABC” “Mama’s Pearl” “ , I’ll Be There “ رو فراموش کنه؟

وقتی 13 ساله می شدید کجا بودید؟ او داشت کار مستقل خودشو شروع می کرد.تک آهنگ های موفق و متوالی زیادی منتشر کرد :  “Got To Be There” “ Rockin Robin”  و “Ben”  . ما همگی از جایگاه بی سابقه ای که او در برابر دیگران با موفقیت هایش در فروش سه آلبوم از پرفروش ترین آلبوم های دوران به دست آورده است شگفت زده ایم.51 میلیون کپی فروش در سراسر جهان.او چطور تونسته این همه اعداد و ارقام رو پشت سر بگذاره؟  اینهمه کارهای شگفت رو چطور انجام داده؟ چه شاهکاری !

همونطور که "کوینسی جونز" به مجله ی time  گفت "موسیقی Black  زمان زیادی موسیقی دوم تلقی می شده" او توانسته است با موسیقی اش با هر روحی در جهان ارتباط برقرار کند.او لقب پرفروشترین هنرمند دوران را داراست.و خواننده ای که بیشترین تعداد جایزه را تا به حال از آن خود کرده است.مردمی ترین و شناخته شده ترین هنرمند تاریخ.و به جرات می توانم بگویم مشهورترین مرد دنیا.و البته ، پادشاه پاپ.

و همچنان دنیا دارد تحت تاثیر نبوغ او قرار می گیرد.برادران و خواهران،همکاران و خانواده ی  من در "Keep hope alive" ،امروز ما شاهد سفری نادر از "گری" تا عظمت هستیم.بشنوید داستان پادشاه پاپ را که با شما همراه می شود.این یک فرصت طلایی و موجب خشنودی من است که با مایکل جکسون از کالیفرنیا همراه باشم.

JJ: صبح بخیر مایکل

MJ: صبح بخیر جس،چطوری؟

JJ: خوب،خوب،خوب،خوب

MJ: خوبه

JJ: دوستان من بذارید گفتگو شروع بشه.ما این گفتگو رو با مردم به اشتراک میذاریم.همینجا باشید. می دونم که شما نمی خواید گفتگو با پادشاه پاپ،مایکل جکسون رو از دست بدید.ما بر می گردیم.

]دقایقی آگهی تبلیغاتی[

JJ: خوش اومدید.امروز یک مهمون شگفت انگیز داریم که مایکل جکسونه.مایکل این سفر شگفت رو از زیر صفر شروع کرد و اون رو تا آنسوی فضا ادامه داد.صبح بخیر مایکل.

MJ: صبح بخیر جس،حالت چطوره؟

JJ: خوبم،خوبم،خوبم،یادم میاد همدیگه رو تو خیابون 47 ام ملاقات کردیم،سالهای پیش.پدرت تو و بچه ها رو آورد و تو در Regal Theatre  اجرا کردی.یادت میاد؟

MJ: آره،کاملا یادمه،خیلی وقت پیش بود. و من خیلی کوچیک بودم.

JJ: از اون موقع چی یادته؟

فاطمهMJ

ادامه این گفتگو و مطالبی دیگر از زبان جس جکسون در پست های آینده...

نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 22:58 توسط فاطمهmj| |


There we are as cold as ice
Asking me to love you
And after be your friend
There you are, I walk alone
Telling me to love you
And after we all did?

She told me she forgiving me

A lot time Love forever true
But she left me for another man
And I’m singing to keep from feelin’ blue

All I know is

Tschada dada dada daa (Oh no)
Tschada dada dada daa
Tschada dada dada daa
Come on take me please

(Set me free)


Here I am so all alone

And I am so sad and lonely
Tell me what will I do
I can’t explain, I’m all alone
You used to love me
I feel I’m your blue

They told me you should sing a song

And happy with your feelin’ blue
I’m singing for so very long
Still crying, tell me what should I do.

All I know is

Tschada dada dada daa (Oh no)
Tschada dada dada daa
Tschada dada dada daa
Come on take me please

(Set me free)


She told me she forgiving me

A lot time, love so guaranty (guaranty)
But she left me for another man
And I’m singing crying helplessly
But I’m keep singing

Tschada dada dada daa (Oh no)

Tschada dada dada daa (Oh no)
Tschada dada dada daa
Come on take me please

(Set me free)


(Wooh)


Tschada dada dada daa (Oh no) (And I keep crying)

Tschada dada dada daa (That’s what i want ???)
Tschada dada dada daa (Hold on, Hold on)
Come on take me please

(Set me free)


All I know is

Tschada dada dada daa (Wooh, Wooh, Wooh)
Tschada dada dada daa (Wooh I, Oh)
Tschada dada dada daa
Come on take me please
(Set me free)

(Wooh) (Wooh)




ما مثل یخ سردیم

از من میخواهی  که دوستت داشته باشم

و دوستت باشم

تو هستی، اما من تنها قدم می زنم

به من می گویی دوستت داشته باشم

و بعد از آن چه شد؟

.......

او به من گفت مرا می بخشد

عشقمان زمان زیادی دوام آورد

اما او مرا به خاطر مرد دیگری ترک کرد

و من به خواندن ادامه می دهم تا از پریشانی بپرهیزم

 

همه چیزی که می دانم این است :

یا دا دا دا دا دا دا

یا دا دا دا دا دا دا

یا دا دا دا دا دا دا

بیا و مرا در آغوش بگیر

 

(رهایم کن)

من اینجا کاملا تنهایم

بسیار  غمگین و تنها

به من بگو چه کنم؟

نمیتوانم توضیحش دهم، من کاملا تنهایم

تو از عشق من سود بردی

من احساس می کنم فریب خورده ی تو ام

 ........

آنها به من گفتند تو باید یک آهنگ بخوانی

و با وجود غمت شاد باشی

من مدتی طولانیست که می خوانم

اما هنوز گریانم،بگو چه باید بکنم؟

 

همه چیزی که می دانم این است

یا دا دا دا دا دا دا

یا دا دا دا دا دا دا

یا دا دا دا دا دا دا

بیا و مرا در آغوش بگیر

 (رهایم کن)

 ........

او به من گفت مرا  می بخشد

و عشقمان تا ابد پایدار می ماند

ولی او مرا به خاطر مردی دیگر ترک کرد

و من بی اراده اشک می ریزم و می خوانم

و همچنان به خواندن ادامه می دهم

 

یا دا دا دا دا دا دا

یا دا دا دا دا دا دا

یا دا دا دا دا دا دا

بیا و مرا در آغوش بگیر

 

(رهایم کن)


"فاطمهMJ"

" Bad 25"

نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 1:0 توسط فاطمهmj| |

شرمنده ام از تکرار،اما هر تکراری ملال آور نیست...!



به راستی به چرایی  بزرگداشت هر ساله ی  زادروز اندیشیده ای..

فکر می کنی هر زادروز می تواند یادآور چه چیزهایی برایمان باشد...

هیچ می دانی نخستین چشم باز کردن کودکی چه پیغامی برای بشریت دارد...

و چه ناگفته هایی در نخستین لبخند یا  گریه ی معصومانه ی کودکی نهفته است...

هر نخستین باری امیدی  به دنبال دارد....

و نادیده هایی......

و چشم داشتی به بزرگی و زیبایی لبخند یک کودک...

چشم داشتی به آینده.....

به رقم زدن سرنوشت....

و اینکه هر لبخند می تواند چه حرفهایی بزند.....

چه کارهایی بکند.....

چه انسان هایی را نجات بخشد...

و چه مردگانی را حیات....

اینکه هر کودک  کوچکی می تواند به  بزرگ بزرگی  مبدل شود...

می تواند خود به سرچشمه ای تبدیل شود....

ریشه ای ژرف که دیگران بتوانند به او چنگ بیندازند...

و آنگاه است که انسان می فهمد انسان است...

و درک می کند این نهایت وجود داشتن است.....

که وجود کسی به وجودش محتاج باشد...

که بداند چرایی وجود یافتتش چیست...

و بداند و بفهمد نهایت لذت هنگامی است که واژه ی  زندگی  را برای انسانی هجی می کند

و این است راز وجود یافتن....

راز حیات.....

راز بزرگداشت زادروز....

چرا که در پی آن یادآور میشویم به گذشته نگاه بیندازیم

و پی ببریم چه چیز از خود باقی گذاشته ایم....

که شادی بخش انسانی باشد...

که احساس زنده بودن کنیم....

تا زمانی که  کیهان پا برجاست...

به راستی زندگی جز در این حس است.....

که بدانی هستی و خواهی بود.....

زیرا جهانی با وجودت بودند و خواهند بود...

زادروز گرمت  گرامی باد...

تویی که با وجودت به وجود بسیاری معنا بخشیدی...

و نمی گویم ای کاش بشود..ای کاش را بر میدارم و می گویم :

می شود روزی که ما خود زندگی بخش باشیم و هرگاه دلی لرزید وجود مان تکیه گاهش باشد...


Happy Birthday lord

نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 11:53 توسط فاطمهmj| |
  

 Daymond John رئیس شرکت FUBU :

یه روز سخت کاری نیویورک در سال 2000 بود.تلفنم زنگ خورد.تهیه کننده ی معروف موزیک Rodney Jerkins  پشت  خط  داشت با یکی از کارکنانم صحبت میکرد. و گفت: "مایکل جکسون طرفدار بزرگ  FUBU (شرکت بزرگ لباس) هستش.دیموند میتونه همین الان با چند تا لباس بیاد به استودیوی سونی؟ مایک میخواد اونو ببینه"

نیاز به گفتن نیست که 5 دقیقه بعد اونجا بودم.

من داخل استودیویی رفتم که قبلا بارها اونجارو دیده بودم.اما این بار یه چیزی فرق داشت.مجسمه های  مومی زیادی به صورت زوج در استودیو وجود داشت.همچنین عروسک  و حیوانات اسباب بازی که در همه جا بود. وقتی دقیقتر نگاه کردم،اونا آبنبات بودند! M&M’s, gum balls, lollipops  که همه جا پراکنده شده بودند.آبنبات ها تو هیچ بشقاب یا ظرفی نبودند و روی قفسه ها ، وسایل و جاهای دیگه پخش شده بودند.

رودنی و من دقایقی رو با هم صحبت کردیم و بعد مایکل با پسر کوچیکش اومد.او یک پیراهن کلاسیک قرمز،شلوار مشکی و عینک آفتابی داشت.همینکه وارد شد،همون خنده ی فوق العاده ی زیبا روی  صورتش نقش  بست.شایعات بزرگی که درباره ی او وجود داشت موجب شد که من در دست دادن  با او کمی مردد بمونم.اما در کمال شگفتی دیدم که او دستش رو برای فشردن  دست  من جلو آورد.مستقیم به چشمان  من  نگاه کرد و دستم رو خیلی محکم تکون داد.درست مثل هر مردی که دیگری رو ملاقات میکنه.

وقتی شروع  به صحبت کردیم، پسرش مایکل رو گرفته بود و به طرف خودش می کشید، و مثل هر پدرو مادر دیگه ای  او  رو به  پسرش گفت : " به دیموند سلام کن" پسرش  در حالی که ورجه و ورجه  می کرد گفت سلام ، در حالی که باز هم سعی می کرد حرف  مایکل رو قطع کنه.مایکل خیلی جدی  بود و به او گفت که نباید حرف دو نفر رو وقتی دارند صحبت میکنند قطع کرد.و پرستار رو صدا زد تا بیاد و پسر کوچولو رو به یه اتاق دیگه ببره.

او صحبتش رو ادامه داد و گفت که چقدر از شرکت ما خوشش میاد.من گفتم که این باعث افتخار منه.ما درباره ی سفر کردن با هم حرف زدیم.من درمورد نمایشگاه FUBU که در آفریقای جنوبی برپا کرده بودیم گفتم ،و گفتم که من و همکارام  موقع افتتاحیه اونجا بودیم و نلسون ماندلا رو اونجا ملاقات کردیم.مایکل گفت که عاشق  ماندلاست  و با او در موارد زیادی صحبت کرده و گفت که ساحل عاج یکی از مکان های مورد علاقه برای اونه.

مایکل ناگهان انگار انرژی زیادش آزاد شده باشه بلند شد ،و همینطور توی اتاق راه می رفت و آبنبات میخورد.همینطور که  راه می رفت برگشت طرف من و گفت:" میدونی از کجای نیویورک بیشتر خوشم میاد؟" میدونستم که اون یکی از تنها مردانی هست  که وقتی قراره  به شهری بره قبل از رفتنش تمام شهر با خبر میشن  که اون قراره بیاد! من فکر می کردم آبشار نیاگارا یا یه جای طبیعی و باشکوه دیگه میتونه تو ذهن مایکل باشه.پس جواب دادم،" همپتون؟ هزار جزیره؟ آبشار نیگارا؟"

مایکل لبخند زد و گفت ،" نه.هارلم"  هر دو از خنده ریسه رفتیم ، و با خودم گفتم که حالا اون به من هر چیزی که به ذهنش میاد رو میگه.من میخواستم  اذیتش کنم.( تو میدونی که اون صدای کوچولو از سرت داره بیرون میاد! ها ها! من متاسفم! حالا به من برگرد مایک.) (منظورش اینه که ذهن مایکلو خونده بود و حالا مایکل داره دروغ  میگه.)

بعد از مدت کوتاهی که خندیدیم او گفت " به خاطر این دوست دارم برم هارلم چون هیچکسی نمیدونه که من اونجام.من از زندگی مردم برای ساختن موزیکم الهام میگیرم.من زیبایی های زیادی رو تو زندگی مردم می بینم که خودشون هیچوقت  نمی بیننش."

من بعدا از "رودنی"  فهمیدم که  مایکل نشستن  پشت جیپ رنگی رو دوست داشت. برای اینکه اونجا میتونست ساعت ها آرامش داشته باشه.گاهی اوقات،مایکل با پوشیدن  لباس مبدل در یک صندلی چرخدار می نشست و اطراف خیابانهای هارلم می چرخید .

مکالمه ی ما 20 دقیقه طول کشید و من نمیخواستم بیش از این مزاحم باشم.البته از مایکل خواستم تا با من عکس بگیره و وقتی او گفت بله، من کنار او یه ژست گانگستری خوب گرفتم ! (من مفتخر بودم که در حضور او بودم، این خیلی با ارزش بود که میتونسم با مایکل یه عکس بگیرم.،اما نمیخواستم غرورمو از دست بدم.پس سعی داشتم تو عکس ها اینطور نشون بدم که از بودن در اونجا خوشحال نیستم! ) برای سورپرایز من،مایکل گفت "اوه، من اون ژستو دوس دارم!" این برام خیلی جالب بود.

من همیشه به گنج خاطره ی ملاقاتم  با او افتخار میکنم.یک انسان واقعی، یک پدر، و یک آقای به تمام معنا ، که اسمش مایکل جکسون  بود.

فاطمهMJ

daymond john  

نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 15:0 توسط فاطمهmj| |


Unbreakable

 

Now I'm just wondering why you think
that you can get to me with anything
seems like you'd know by now
When and how I get down
And with all that I've been through,
I'm still around

Don't you ever make no mistake
Baby I've got what it takes
And there's no way you'll ever get to me
Why can't you see that you'll never ever hurt me
'cause I wont let it be, see I'm too much for you baby

[CHORUS]
You can't believe it, you can't conceive it
and you can't touch me, 'cause I'm untouchable
and I know you hate it, and you can't take it
You'll never break me, 'cause I'm unbreakable

Now you can't stop me even thought you think
that if you block me, you've done your thing
and when you bury me underneath all your pain
I´m steady laughin', while surfacing

Don't you ever make no mistake
baby I've got what it takes
and there's no way you'll ever get to me
Why can't you see that you'll never ever hurt me
'cause I wont let it be, see I'm too much for you baby

[CHORUS 2x]

You can try to stop me, but it wont do a thing
no matter what you do, I'm still gonna be here
Through all your lies and silly games
I'm a still remain the same,I'm unbreakable

 

برای من عجیبه که چرا فکر میکنید

که می تونید منو بی هیچ چیزی  بگیرید..

انگار که شما ها  میدونستید

کی و چگونه من شکست میخورم

ولی من همیشه  میان  شما بوده ام

من هنوز همین دور و برام

 

هرگز اشتباه نکن

عزیزم ،من اونچه  که می خواستم رو به  دست آوردم

هیچ راهی وجود نداره که بتونی بهم  برسی

چرا نمیتونی ببینی که، هرگز موفق نخواهی شد به من آسیب بزنی

چون من به تو اجازه نمیدم، ببین، من برات  خیلی  زیادیم

 

تو نمیتونی  باور کنی ، نمیتونی بفهمی

و نمیتونی بهم دست  بزنی، چون  من دست نیافتنی ام

و من میدونم تو ازش بدت میاد،و نمیتونی به دستش بیاری

تو هرگز شکستم  نخواهی داد، چون من شکست ناپذیرم

 

حالا تو نمیتونی منو متوقف کنی، حتی در ذهنت

اگه بتونی منو کنار بزنی،پس یعنی ذهنت پیروز شده

و وقتی که  منو زیر تمام دردهات  مدفون کردی

خواهی دید من همچنان به تو می خندم،در حالی که دارم از اون زیر بیرون میام

 

هرگز اشتباه نکن

عزیزم ،من  اونچه که  می خواستم رو  به  دست آوردم

هیچ  راهی وجود نداره  که  بتونی  بهم  برسی

چرا نمیتونی ببینی که، هرگز موفق نخواهی شد به من آسیب بزنی

چون من به تو اجازه نمیدم، ببین ، من برات خیلی زیادیم

 

تو میتونی سعی کنی جلومو بگیری، اما هیچ کاری از دستت بر نمیاد

اهمیتی نداره چکار میکنی، من هنوزم همینجام

میان تمام دروغ ها و بازی های  احمقانه ات

من همینجا میمونم  مثل  همیشه ، من شکست ناپذیرم

فاطمهMJ




شکست ناپذیر نخستین آهنگ از آلبوم "Invincible" و دارای سبکی مدرن و اعتراضیست.فریادی از سر آگاهی و بینش عمیق او که از بودن در میان هیاهوی شر پرستان به دست آمده.در بخشی از آهنگ مایکل با خنده ای تلخ ذهن را متوجه خود میکند.به راستی چه مفهومی را فریاد میزند؟ شکست ناپذیر دربرابر چه کسی؟  آیا خواسته ایم تا بدانیم ..؟! بیایید یک بار هم که شده از دری دیگر به این حرف ها که گاه شاید تکراری به نظر برسند نگاه کنیم.اما آیا حقیقتا اینها تکرارند؟ اگر هستند پس چرا هنوز اینگونه ایم؟ آیا به این خاطر نیست که نخواستیم حقیقت پشت پرده را در یابیم؟ شاید خیلی ها با این حرف  سریع ذهنشان به دنبال عده ای خاص رفته باشد..ولی آیا مقصود او از این کلمات واقعا همان عده اند؟.به نظر شما مخاطب مایکل جکسون در این آهنگ چه کسی است؟




نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391ساعت 16:53 توسط فاطمهmj| |



این آهنگ در اواخر سال 2003 توسط مایکل جکسون و یکی از بهترین دوستانش "بری گیبس" خوانده شد و به دلایلی در همان سال اجازه ی انتشار نیافت...راز بزرگی در این ترانه ی بزرگ هست.یک گنج واقعی که نشانگر تمامی عقاید پاک و اندیشه های زیبای اوست...شما رو نه تنها به خواندن،بلکه به تامل در تک تک واژگانش دعوت میکنم...


"All In Your Name"

(with Barry Gibb)

 

[Barry]

Now I got a mission

The story unfolds

What the wise men have told you, is already known

That a woman and a man

Should go by the plan

And we find out how high we can fly

 

There's just one religion

One family of love

We suffer the children

As God cries above

And the giving, not the taking

With hearts open wide

And it looks like we fall

And it burns like a flame

Any ground that I claim

 

So what is my life

If I don't believe

There is someone to watch me

Follow my dreams

Take all my chances, like those who dare

And what of our world

What does it become

When the damage is done

And you held out, you said no, you stand up

 

[Michael]

Only God knows

That it's all in the game

It's all in your name

Carry me to the gates of paradise

They're the same

It's all in your name

 

[Barry]

Look to Heaven

An angel of peace

To love and protect us

Through all of our tears

And the gateway to peace

It stands open wide

And it looks like we fall

And it burns like a flame

Any ground that I claim

 

So what is my life

If I don't believe

There is someone to watch me

Follow my dreams

Take all my chances, like those who dare

And where is the peace

We're searching for

Under the shadows of war

Can we hold out, and stand up, and say no

 

[Michael]

Only God knows

That it's all in the game

It's all in your name

Follow me to the gates of paradise

They're the same

It's all in your name

 

[Barry]


Love you, and understand you


will they all know

 

[Michael]

It's over

 

[Barry]

Then we'll all know

 

[Michael]

It's over

 

[Michael]

See? that it's done

 

[Barry]

And it's all in your name

 

[Michael]

It's all in the game

It's all in your name

Follow me through the gates of paradise

They're the same {yeah yeah, yeah yeah}

 

It's all in the game

It's all in your name

Follow me through the gates of paradise

They're the same

They're the same {yeah yeah}

 

It's all in the game

It's all in your name

Follow me through the gates of paradise

They're the same


 

[بری]

من ماموریتی دارم

داستان هایی نا گفته

چیزی که مردان خردمند به شما گفته اند،که پیش از این نیز می شناختیدشان

که هر زن و مردی

باید برای خود  تدبیری کند

و ما دریافته ایم که چطور می توانیم  به  بالاتر پرواز کنیم

 

تنها یک مذهب وجود دارد

یک خانواده از عشق

ما کودکان را رنجانده ایم

ببینید ،خداوند  در آن بالا دارد می گرید

و  ببخشیم، نه اینکه بگیریم (از چنگ کسی در آوریم)

با قلب هایی  کاملا  گشاده

به نظر می رسد شکست خورده ایم

و هر زمینی که هست همانند شعله ای می سوزد

 

 

زندگی من چگونه خواهد بود

اگر ایمان نداشته باشم

کسی هست که مراقب من است

رویاهایم را دنبال کن

تمام فرصت ها را به دست آور،مانند کسی که پر جرات است

و چه بر سر جهانمان آمده

شبیه  به چه شده است؟

وقتی اینچنین زخم خورده است

و دستم را بگیر،و بگو "نه"، روی پای خودت بایست

 

[مایکل]

تنها خدا می داند

که همه چیز تنها یک بازیست

همه چیز در نام تو خلاصه می شود

من را به سوی دروازه های  بهشت  ببر

آنها همه مثل همند

همه چیز در نام تو خلاصه می شود

 

[بری]

به بهشت نگاه کن

یک فرشته ی صلح

که برای عشق ورزیدن و نگهبانی از ما آمده

از میان تک تک اشک هایمان

و درهای صلح

کاملا به رویمان باز است

و به نظر می رسد که شکست خورده ایم

و همانند شعله ای می سوزد

هر زمینی که هست

 

زندگی من چگونه خواهد بود

اگر ایمان نداشته باشم

کسی هست که مراقب من است

رویاهایم را دنبال کن

تمام فرصت ها را به دست آور،مانند کسی که پر جرات است

و صلحی که ما در پی آنیم کجاست

در حالی که سایه های جنگ وجود دارد

ما می توانیم دست هم را بگیریم، و بایستیم، و " نه"  بگوییم

 

[مایکل]

تنها خدا می داند

که همه چیز  یک  بازیست

تمام چیزها در نام تو خلاصه می شود

من را به سوی دروازه های بهشت هدایت کن

آنها همه مثل همند

همه چیز در نام تو خلاصه می شود

[بری]

آنها روزی خواهند دانست

دوست داشتنت،و فهمیدنت را

 

 [مایکل]

بیش از این ها اتفاق خواهد افتاد

[بری]

آنگاه همگی خواهیم دانست

[مایکل]

بیش از این ها اتفاق خواهد افتاد

 

[مایکل]

میبینی؟ این اتفاق افتاده

 [بری]

همه چیز در نام تو خلاصه می شود

[مایکل]

همه چیز تنها یک بازیست

همه چیز در نام تو خلاصه می شود

مرا به سوی درهای بهشت هدایت کن

آنها همه مثل همند


فاطمهMJ

دانلود این آهنگ




ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391ساعت 0:21 توسط فاطمهmj| |