X
تبلیغات
مایکل جکسون - مصاحبه ی مایکل جکسون با Jerardo rivera- قسمت دوم

مایکل جکسون

The King Of Pop

 : GRاونا همه با هم فرق دارن .اعضای خانواده ات خیلی  با هم فرق دارن.،متعادلند...مثل خانواده ی من.

: MJ هر برادر و خواهری کاملا یک انسان متفاوته، مثل هر خانواده ای،فاکتورهای مختلفی (برای شخصیت) وجود داره.این چیزیه که یه خانواده رو می سازه.

: GR در حالی که شما (خانواده جکسون) کاملا مورد  موشکافی قرار می گیرید و روی شما دقت میشه آیا می تونید زندگی عادی داشته باشید؟ آیا سرگرمی و لذتی داری وقتی بیرون خونه ات هستی؟

: MJ نه،من گاهی اوقات از خونه ام  بیرون میرم، اما نه همیشه.من دنیای خودم رو پشت دروازه ها ساختم ،...میدونی،چون من نمیتونم به سالن تئاتر پایین شهر یا به پارک کنار خیابون برم،  یا برم و از مغازه ای که گوشه ی خیابونه بستنی بخرم.خب،به خاطر همین میخوای که دنیای خودتو اونطرف دروازه ها بسازی و این کاریه که من انجامش میدم.و این تنها برای من نیست،برای هر کسیه که زندگیمو باهاش سهیم هستم،خانواده ام،دوستام، یا هر کسی که تو زندگیمه.

: GR تو نیاز به حفظ حریم خصوصیت داری،در حالی که جستجو در شایعات و حدس و گمان ها ادامه داره.یه مشکل بزرگ وجود داره که،اینکه تو باید همه ی اونا رو تحمل کنی.

اما تو شکایتی نداری داری؟.من  دارم سعی  می کنم لقبت رو ازت بدزدم.من نمیدونم کی هستم.سلطان...شاید سلطان عکس گرفتن ، شاید..هه هه..

: MJ "سلطان روزنامه نگاری"

: GR خب،درباره ی درد و رنج بچه ها چه احساسی داری؟ تو به تلاش هایی برای کمک به حادثه ی تسونامی اشاره هایی داشتی.اون چی بود؟ آیا این حس پدرانه ات بود که تو رو به اینکار واداشت؟

: MJ مراقبت،وخوندن انجیل، آموختن درباره ی خدا،عیسی مسیح،عشق...او (عیسی (ع)) گفت: "کودکان را به پیشرفت وادارید.از کودکان بیاموزید.شبیه کودکان باشید و از دیگران مراقبت کنید و نگهبان افراد مسن باشید."

و ما با این ارزش ها برتری و مقام پیدا کردیم.اونها ارزش های بسیار مهمی هستند و خانواده ام و من با این ارزش ها بزرگ شدیم و این ها (ارزش ها) به قوت اولیه در بین ما ادامه داره.

 :GR  درمورد ساختن دوباره ی فیلم هایی برای خودت چه نظری داری؟ تو فیلم "The Wiz" رو در کارنامه ی هنریت داری و بعضی فیلمای دیگه اما ما هنوز تو رو رو پرده سینما ندیدیم.

MJ: من خودم کارگردانی خواهم کرد.من عاشق کارگردانی هستم.من ساختن رو دوست دارم و فکر می کنم وقتی یه هنرمند داره با کارهای خودش به جلو گام بر میداره، اگه بتونه  خودش و راهی رو که در نظر داره  نشون بده باید اینکارو بکنه. من این رو میبینم و  احساسش میکنم.من آدم رویا پردازی هستم.اگه  بتونم چیزی رو که میخوام و عاشقشم به دست بیارم  دوست دارم که اون چیز با موسیقی و رقص و هنر  همراه باشه.

:GR و تو فکر میکنی  هنر نقش مهمی تو زندگی واقعی داره؟ خصوصا  آهنگ مورد نظرت برای کمک به تسونامی ؟

MJ: من این حادثه رو یک روز بعد از کریسمس  و در حالی که آمارها رو به افزایش بود دیدم. این کاملا ناگهانی  بود و من نمیتونستم باور کنم چیزی که اتفاق افتاده حقیقیت داشته باشه.من شگفت زده شده بودم.و گفتم: " من فکر میکنم باید کاری انجام بدم.این چیزیه که خداوند به خاطرش به ما استعداد بخشیده;  که ببخشیم و به مردم کمک کنیم و قدر دان اونها باشیم." بنابراین، من و برادرام تصمیم گرفتیم که با هم  یه آواز بخونیم...

:GR تو تلفنو برداشتی گفتی "سلام براس"؟ (شرکت Warner Bros) چی گفتی؟

MJ: ما فقط گفتیم سلام، ما می خوایم کاری واسه قربانیان تسونامی تو استودیو انجام بدیم.بذارید با هم باشیم و درستش کنیم.و اونا هم گفتن عالیه.

:GR به هر حال، تو برگشتی و فکر میکنم مردم  از برگشتنت قدر دانی میکنن.آیا میتونی بین دنیایی که در اون زندگی میکنی و هنر و بچه هات تعادل برقرار کنی؟

MJ: من دوسش داشتم.منظورم اینه که هنر چیزیه که محرک منه. میانه روی. و هنر. این دنیاییه که من توش احساس راحتی بیشتری میکنم.

:GR درIndiana Gary،( زادگاه مایکل) ، هیچوقت تصور میکردی به جایی که حالا در 46 سالگی رسیدی برسی؟

MJ: هیچوقت درموردش فکر نکردم.من میدونستم که میخوام کاری شگفت انگیز برای تمام زندگیم انجام بدم تا به مردم کمک کنم و زمانی که کوچیک بودم تصور درستی ازش نداشتم. من تنها می خوندم و می رقصیدم و نمیفهمیدم چرا مردم  تحسینم می کنن و کف میزنن و جیغ میکشن.تو واقعا نمیدونی..نمیدونی چرا...

:GR کی روی صحنه اینطور بزرگ شدی؟، چه زمانی مفهومش رو درک کردی؟ کی جایگاه خودت رو در جامعه شناختی؟

MJ: وقتی سنت میره بالا بیشتر درکش میکنی.شخصیتت عوض میشه و ذهنت شروع به رشد میکنه. واسه اتفاقات دلیل میاری و چیزهای بیشتری میفهمی،جستجوگر میشی.

:GR آیا خوب نیست که توی تلویزیون یه گفتگو داشته باشی. جایی که مردم  میتونن ایده هات رو بشنون و عادی بودن و حقیقت تو رو ببینن؟

MJ: من همیشه همینطور بودم.من فقط خودم هستم.

:GR به طور خاص، مایکل جکسون و برادران جکسون هنرمندانی جدا از هم هستند.آیا این یه اتفاق خاص در زندگیته که میخواید به همدیگه برگردید؟ بدیهیه که تو کار فردی خودت رو ادامه میدی، اما برنامه ی بزرگت چیه؟ تصور بزرگ تو در این برهه از زندگیت چیه؟ می خوای چه چیزی رو به دست بیاری ؟آیا مایل به انجام این کار هستی؟


مایکل به همراه برادرانش


MJ: سورپرایزهای زیادی وجود داره.فیلم.من عاشق فیلمم. یه جور نو آوریه،بردن ابزاری به یک مکان جدید.من از موزیک ویدئو به عنوان فیلم کوتاه استفاده کردم تا من رو به جلو ببره و باعث پیشرفتم بشه (ساختن موزیک ویدئو به صورت فیلم و نمایش کوتاه از ابتکارات مایکل جکسونه).من اوقات شاد زیادی داشتم.

:GR هیچوقت به عقب بر میگردی  تا بگی، اوه چه عالی،"تریلر" بزرگترین آلبوم موسیقی تا به حاله.آیا به اون مثل یه حامی فکر میکنی؟

MJ: من سعی میکنم بیش از حد دربارش فکر نکنم  چون نمیخوام در ناخودآگاهم  این تصور به وجود بیاد که همه کار کردم.تو همین الان هم باید کارانجام بدی.به همین دلیله که من جوایز یا چیزهای با ارزشم رو تو خونه نمیذارم.نمیتونی یه جایزه ی طلایی هیچ کجای خونه ام پیدا کنی.چون این باعث میشه که فکر کنم کامل هستم. به کارایی که انجام دادم نگاه کن.اما من همیشه دوست دارم فکر کنم هنوز کاری انجام ندادم.

:GR "سلطان پاپ" و حالا که  دارم بعضی از اجراها رو نگاه میکنم. اشخاص جدیدی رو میبینم. Cent50 و یه نفر دیگه.اسمشو فراموش کردم،اما اونا مشهورند چون از حملات خشونت آمیز زیادی جون سالم به در بردن و از جایی میان  که تقریبا ممکن بود بمیرند.(اشاره به درگیری های بین جامعه ی سیاه پوستان امریکا و دولت و اعتراضات انها دارد که بعدها این اعتراضات مبدل به سبک هایی همانند Rap و Hip hop در موسیقی شد.) اونا تو موسیقی Hip Hop هستن.این یه سبک جدید تو موسیقی مردمیه.آیا فکر میکنی بیشتر شبیه اونها خواهی شد (موسیقی خیابانی) یا جهان به سبکهای پاپ و راک روی میاره؟

MJ: موسیقی خوب و ملودی خوب جاویدانند.با وجود تغییر فرهنگ،تغییر سبک، روش ها،موسیقی خوب باقی میمونه.ما هنوز به "موزارت" گوش میدیم،چایکوفسکی،راخمانوف، هر کدوم اونا،هر چیز باشکوهی...موسیقی بزرگ شبیه به بخشی از مجسمه سازیه ،یه نقاشی عظیم که برای همیشه است.این یک حقیقیته.

:GR از طرف دیگه،من گفتگویی با Barbara Streisand   در مورد نکته ای محوری در کارش داشتم ، او در حال انجام همکاری هایی با  BeeGees  وسایر هنرمندان مشهور بود.او سبک کارش رو تغییر داده بود تا مردم رو شگفت زده کنه.

MJ: من تا حالا بسیاری از این کارها رو انجام دادم....من در واقع یه خواننده ی رپ نیستم،اما میتونم اینکارو کنم..من شعرهایی رو همرا با رپ برای رپر های خیلی مشهور نوشتم.اما اونا تو اینکار بهتر از من هستن.

:GR آیا سپاسگزار این نیستی که برخلاف زندگی بسته و سختت  برای زمان زیادی یک ستاره بودی،تو نشون میدی که هنوز  پراحساسی و رابطه عمیقی با جامعه داری.این میتونه حمایتت کنه؟ میتونه تقویتت کنه؟ با من موافقی؟

MJ: بله، موافقم.چون این مهمه که اطرافیانت رو دوست داشته باشی.

:GR ولی این احساس از کجا میاد... این غریزه ی همیشگی عشق تو از کجا میاد؟

MJ: من فکر میکنم حقیقتا مادرم موجب این عشقه.و خدا...راهی که ما با اون بزرگ شدیم.چیزی که پدرم در کودکی به ما القا کرد.او (مادرم) همیشه با یک انجیل به ما می آموخت.این کار همیشگی ما بود.چند بار در هفته و من خیلی به خاطر اینکار خوشحال میشدم چون اونها مسائل پر اهمیتی هستن.بدون اون تعالیم نمیدونم آیا میتونستم کارهامو انجام بدم.

:GR هنوز وقتتو با پدر و مادرت میگذرونی؟ اونا حالا از اینجا دور نیستن؟ و  این رابطه  بیشتر درباره چیه؟ من خیلی با مادرم صمیمی هستم.

MJ: این فوق العاده است.در این مرحله از زندگی، تو باید بیشتر ازشون قدر دانی کنی . ازکسانی که والدینت بودن و همچنین به خاطر کارهایی که برات انجام دادن. وقتی که جایگاه خودتو در جامعه پیدا میکنی  تمام آموزه هایی که اونها بهت دادن رو به کار میگیری. تو میبینی که این آموزه ها موجب جلو رفتنت میشن.من دارم چیزای زیادی میبینم،این که چطور صفات پدر و مادرم روی من اثر گذاشتن.

:GR دوست من Cheech- کسی که تو میشناسیش- که همسر تامی چونگه،  - کسی که کمک کرد تا دوستای تو رو پیدا کنیم،"بابی تیلور و The Vancouvers" -.او گفت که وقتی پیرتر میشه به آینه نگاه میکنه و صورت پدرش رو در اون میبینه.تو هم همچین حسی داری؟ آیا شبیه پدرت شدی؟

MJ: من در چیزهای زیادی شبیه پدرم هستم.او خیلی قدرتمنده.اون یه جنگجوئه.او همیشه به ما میگفت که شجاع باشیم و اعتماد به نفس داشته باشیم و به آرمان هامون ایمان داشته باشیم.و اهمیت نداره که چی هستی، هیچ ستاره ای دورتر از اون نیست که نتونی بهش برسی .و مادرمون هم همینطور می گفت.

:GR یعنی تو یه جنگجو هستی؟

MJ: کاملا

:GR این راهیه که در خودت  میبینی؟

به ما بگو خودتو چطور میبینی؟

MJ: من سعی میکنم مهربان  و بخشنده باشم و به مردم کمک کنم چون فکر میکنم خداوند از من میخواد اینکارو انجام بدم.گاهی اوقات دعا میکنم و میگم " خدایا، کار بعدی که از من میخوای انجام بدم چیه؟ چه چیزی از من میخوای که انجام بدم؟ " من همیشه معنویت زیادی تو اینکار داشتم.این چیز جدیدی نیست.

:GR تا حالا فیلم Finding neverland   (در جسنجوی ناکجا آباد) رو دیدی یا درباره J.M.Barrie کسی که "پیتر پن" رو نوشت خوندی؟

MJ: من خیلی چیزها درمورد  J.M.Barrie میدونم و برای سالهای  خیلی زیادی طرفدارش بودم.

ترجمه : فاطمهMJ


نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 21:0 توسط فاطمهmj| |